عکسهای 8 ماهگی امیرحسام کوچولو
عکسهای 6 ماهگی امیرحسام کوچولو
4 ماهگی امیر حسام
رفتن به پارک وپیدا کردن همبازی
سلام پسر گلم پنج شنبه عصر رفتیم پارک و تو حسابی بازی کردی وقتی اومدیم شام بخوریم یه خونواده دیگه هم نزدیک ما نشستن و یه پسر همقد و قواره تو داشتند که سه چرخه شم اورده بود عزیزم تو هم رفتی باهاش بازی کنی یه دختر بچه هم اومد پیش شما و خیلی خنده دار شده بودین س تا هم قد سر سوار شدن سه چرخه دعوا میکردین و تو از همه مظلوم تر بودی فکر کنم فقط زورت به پارسا میرسه . خلاصه یکیتون سوار میشد دوتاتون حلش می دادین یه کارای خنده داری کردین همه داشتن شمارو نگاه میکردن بعد هم بابایی توپ تورو انداخت براتون تا بازی کنین و شما سه تایی اومدین سراغ توپ . خوش گذشت خوشگل مامان . دیشب خیلی از خواب بیدار شدی بابایی گفت شاید تشنه شه اب برات اورد دادم خوردی و راحت خ...
نویسنده :
مامان امیرحسام
7:09
جشن تولد یکسالگی امیر حسام
عزیزم چون دو تا مامان بزرگ هات تو یک شهر نیستن ما برات دوبار جشن گرفتیم یکی با پارسا چون 12 روز فرقتونه و یکی هم خونه مامان و بابای بابایی .این هم عکس هر دوتا کیک هات . من دومی رو بیشتر دوست داشتم چون شکلات داشت مامانتم که شکمو. تو تولدت که با پارسا گرفتی نیم ساعت قبل از شروع تولد لیز خوردی و صورتت خورد به لبه کمد پارسا و بینی و دهانت پر خون شد الهی بمیرم انقدر گریه کردی که جگرم خون شد . تو عکسها هم مشخصه . ...
نویسنده :
مامان امیرحسام
7:49
مسافرت بابلسر و شیطونی های تو
سلام عسلم الان ساعت ١٢:١٩ ظهره و تو تازه خوابیدی . منم هزارتا کار دارم . هفته پیش دوشنبه ٦تیر رفتیم بابلسر خاله فاطمه و خاله طاهره هم شب راه افتادن و ساعت ٣ نیمه شب رسیدن . خب حالا از شیرینکاریهات بگم که چجوری از پارسا ذره چشم گرفته بودی که از کنارش رد میشدی مامانشو صدا میکرد و با سرعت زیاد مثل باد فرار میکرد . خیلی خنده دار بود .تو خیلی زورگو شدی مامانی دست بزن هم پیدا کردی همه میگن به اون صورت مظلومش نمیاد .حالا عکسهاتو میزارم تا خاله ها خودشون قضاوت کنن . برای اب بازی هم که دلی از عزا در اوردی . تو حوض و تو دریا و خلاصه هرجایی که چند قطره آب باشه.فکر کنم ماهی باشی که انقدر به اب علاقه داری .عزیزم هر وقت از با تو بودن به خودم میبالم یا...
نویسنده :
مامان امیرحسام
13:52




